اثر محمد 09366990135 در جمعه 22 آذر1387 ساعت 16:0 لینک ثابت
رفتار من عادي ست
اما نمي دانم چرا
اين روزها
ازدوستان وآشنايان
هركس مرا مي بيند
ازدورمي گويد:
اين روزها انگار
حال وهواي ديگري دارد!
اما
من مثل هرروزم
با آن نشاني هاي ساده
وباهمان امضا،همان نام
وباهمان رفتارمعمولي
مثل هميشه ساكت وآرام
اين روزهاتنها
حس مي كنم گاهي كمي گنگم
گاهي كمي گيجم
حس مي كنم
ازروزهاي پيش قدري بيشتر
اين روزهارادوست دارم
گاهي
ازتوچه پنهان
باسنگهاآواز مي خوانم
وقدربعضي لحظه هاراخوب مي دانم
اين روزهاگاهي
ازروزوماه وسال،ازتقويم
ازروزنامه بي خبرهستم
حس مي كنم گاهي كمي كمتر
گاهي شديدا بيشترهستم
حتي اگرمي شدبگويم
اين روزهاگاهي خداراهم
يك جورديگرمي پرستم
ازجمله ديشب هم
ديگرترازشبهاي بي رحمانه ديگربود:
من كاملا تعطيل بودم
اول نشستم خوب
جورابهايم را اتوكردم
تنها-حدودهفت فرسخ- دراتاقم راه رفتم
باكفشهايم گقتگو كردم
وبعداز آن هم
رفتم تمام نامه ها را زيرورو كردم
وسطرسطرنامه هارا
دنبال آن افسانه موهوم
دنبال آن مجهول گشتم
چيزي نديدم
تنهايكي ازنامه هايم
بوي غريب ومبهمي مي داد
انگار
ازلابه لاي كاغذتاخورده نامه
بوي تمام ياس هاي آسماني
احساس مي شد
ديشب دوباره
بي تاب دربين درختان تاب خوردم
ازنردبان ابرها تاآسمان رفتم
درآسمان گشتم
وجيبهايم را
ازپاره هاي ابر پركردم
جاي شماخالي!
يك لقمه ازحجم سفيدابرهاي ترد
يك پاره ازمهتاب خوردم
اين روزها ديگر
...
گاهي نگاهم درتمام روز
باعابران ناشناس شهر
احساس گنگ آشنايي مي كند
گاهي دل بي دست وپاوسربه زيرم را
آهنگ يك موسيقي غمگين
هوايي مي كند
اما
غيرازهمين حس ها كه گفتم
وغيرازاين رفتار معمولي
وغيرازاين حال وهواي ساده وعادي
حال وهواي ديگري
در دل ندارم
رفتار من عادي است.
اثر محمد 09366990135 در دوشنبه 23 اردیبهشت1387 ساعت 4:58 لینک ثابت
شعاع درد مراضرب در عذاب كنيد
مگرمساحت رنج مرا حساب كنيد
محيط تنگ دلم را شكسته رسم كنيد
خطوط منحني خنده راخراب كنيد
طنين نام مرا موريانه خواهد خورد
مرا به نام دگر غير ازاين خطاب كنيد
دگر به منطق منسوخ مرگ مي خندم
مگربه شيوه ديگرمرا مجاب كنيد
درانجماد سكون،پيش ازآنكه سنگ شوم
مرا به هرم نفسهاي عشق آب كنيد
مگر سماجت پولادي سكوت مرا
درون كوره فريادخود مذاب كنيد
بلاغت غم من انتشار خواهد يافت
اگركه متن سكوت مرا كتاب كنيد
اثر محمد 09366990135 در دوشنبه 23 اردیبهشت1387 ساعت 4:54 لینک ثابت
هر چه هستي باش
با توام
اي لنگر تسكين!
اي تكانهاي دل!
اي آرامش ساحل!
با توام
اي نور!
اي منشور!
اي تمام طيفهاي آفتابي!
اي كبود ارغواني!
اي بنفشابي!
با توام اي شور،اي دلشوره شيرين!
با توام
اي شادي غمگين!
با توام
اي غم!
غم مبهم!
اي نمي دانم!
هرچه هستي باش!
اما كاش...
نه،جزاينم آرزو نيست:
هرچه هستي باش!
اما باش!
اثر محمد 09366990135 در دوشنبه 23 اردیبهشت1387 ساعت 4:50 لینک ثابت
مرا دیوانگی هم عالمی بود
دل تنهای من را حاصلی بود
در این دنیای پر اهنگ و اواز
مرا ملک سلیمان ساحلی بود
چه شد با من که شمعی برگذیدم
در این مهتاب خواندن مشکلی بود
نه غم در دل نشانم چون و چینی
در این افسانه ها صد فاضلی بود
چه شد پایان این دلدادگی ها
میان تنگ و دریا عاملی بود
چو رفت از من نفس های اقاقی
دل تنگ مرا شب شاملی بود
اثر محمد 09366990135 در دوشنبه 23 اردیبهشت1387 ساعت 4:32 لینک ثابت
روح بزرگوار من دلگيرم از حجاب تو
شکل کدوم حقيقته چهره بي نقاب تو
وقتي تن حقيرمو به مسلخ تو مي برم
مغلوب قلب من نشو ستيزه کن با پيکرم
اسم منو از من بگير تشنه ي معني منم
سنگينه بار تن برام ببين چه خسته مي شکنم
به انتظار فصل تو تمام فصلها گذشت
چه يأس بي نهايتي نديم من بود
فصل بد خاکستري تسليم و بي صدا گذشت
چه قلب بي سخاوتي حريم من بود
دژخيم بي رحم تنم به فکر تاراج منه
روح بزرگوار من لحظه ي معراج منه
فکر نجات من نباش مرگ منو ترانه کن
هر شعرمو به پيکرم رشته تازيانه کن

اثر محمد 09366990135 در دوشنبه 23 اردیبهشت1387 ساعت 3:28 لینک ثابت
حرفها دارم ، اما بزنم یا نزنم ؟
با توام با تو خدایا بزنم یا نزنم ؟
همه ی حرف دلم با تو همین است همین
چه کنم حرف دلم را بزنم یا نزنم ؟
عهد کردم دگر از قول وغزل دم نزنم
زیر قول دلم آیا بزنم یا نزنم؟
گفته بودم که به دریا نزنم دل اما
کو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم ؟
به گناهی که تماشای گل روی تو بود
خار بر چشم تمنا بزنم یا نزنم ؟
دست در دست، همه عمر در این تردیدم
بزنم یا نزنم ؟ ها بزنم یا نزنم ؟
اثر محمد 09366990135 در دوشنبه 23 اردیبهشت1387 ساعت 3:24 لینک ثابت
دریچه ها......
ما دو دریچه روبروی هم،
آگاه زهر بگو مگوی هم.
هر روز سلام و پرسش و خنده،
هر روز قرار روز آینده.
عمر آئینه بهشت،اما...........آه
بیش از شب وروز تیر و دی کوتاه
اکنون دل من شکسته و خسته ست،
زیرا یکی از دریچه ها بسته ست.
نه مهر فسون، نه ماه جادو کرد،
نفرین به سفر، که هر چه کرد او کرد.
اثر محمد 09366990135 در جمعه 20 اردیبهشت1387 ساعت 22:32 لینک ثابت

خاطرم نیست. تو از بارانی ...
یا که از نسل نسیم ...
هرچه هستی گذرا نیست هوایت . بویت ...
فقط آهسته بگو ...
«با دلم میمانی»

ای سر چشمه ی محبت
ای عشق واقعی
چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است؟
بگذار نامت را تکرار کنم
نامت زیبا و دلنشین است
چه داشته ای که اینگونه مرا طلسم کرده ای؟
من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی
تو هوای دلم را با طراوت کردی
زمانی که با تو هستم به آسمان بیکران پرواز میکنم

اثر محمد 09366990135 در سه شنبه 29 آبان1386 ساعت 19:0 لینک ثابت
درباره خودم

اما به انتظار برگشتنت می مونم
شب تا سحر به یادت غزل غزل میخونم
ساده نبود گذشتن از تو برام
ساده نبود کوچ تو از لحظه هام
ساده نبود قصه بی تو بودن
ساده نبود هق هق شب گریه هام
چه ساده دل بریدی اشک منو ندیدی
خطی رو خاطراته قشنگمون کشیدی
اما به انتظار برگشتنت می مونم
شب تا سحر به یادت غزل غزل میخونم
شب تا سحر به یادت غزل غزل میخونم
فهرست اصلی
عزیزان
آثار گذشته
طراح قالب
POWERED BY